|
خوشبختی |
| خوشبختی ما در سه جمله است------------------ تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگیمان را تباه می کنیم-------- حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا
+ نوشته
شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390
ساعت 21:42 توسط حیدری
|
|
|
آیا پزشک محرم است؟ |
|
|
|
حجاب |
|
|
|
عملیات والفجر مقدماتی |
|
|
|
اخلاق فردی و اجتماعی |
| مساله مهم ديگرى كه ذكر آن در اينجا لازم به نظر مىرسد اين است كه: آيا مسائل اخلاقى در رابطه به انسانهاى ديگر شكل مىگيرد بطورى كه اگر يك انسان تنهاى تنها زندگى كند، اخلاق براى او مفهوم نخواهد داشت؟ يا اينكه پارهاى از مفاهيم اخلاقى درباره يك انسان تنهاى تنها نيز صادق است، هر چند قسمت اعظم مسائل اخلاقى در رابطه انسانهاى ديگر پيدا مىشود، و از اين نظر مىتوانيم اخلاق را به دو بخش تقسيم كنيم؟
در پاسخ اين سؤال توجه شما را به بحثى كه در كتاب «زندگى در پرتو اخلاق» آمده و عينا آن را در زير مىآوريم، جلب مىكنيم:
«بعضى معتقدند تمام اصول اخلاقى بازگشتبه مناسبات خاص اجتماعى انسان با ديگران مىكند، بطورى كه اگر اجتماعى اصلا وجود نمىداشت و هر انسان كاملا جدا از ديگران مىزيست، و هر فردى بىخبر از وجود ديگرى زندگى مىكرد، اخلاق اصلا مفهومى نداشت!
«زيرا غبطه، حسد، و تواضع، و تكبر، و حسن ظن، و عدالت، و جور، و عفت، و سخاوت، و امثال اينها همه از مسائلى است كه فقط و فقط در اجتماع و برخورد انسان با ديگران، مفهوم دارد; بنابراين، انسان منهاى اجتماع، با انسان منهاى اخلاق، همراه خواهد بود.
«ولى به عقيده ما در عين اينكه بايد اعتراف كرد كه بسيارى از فضائل و رذائل اخلاقى با زندگى اجتماعى انسان بستگى دارد، چنان نيست كه اين مساله عموميت داشته باشد، زيرا بسيارى از مسائل اخلاقى هستند كه فقط جنبه فردى دارند، و در مورد يك انسان تنها نيز كاملا صادق است; مثلا، صبر و جزع بر مسائل، شجاعت و ترس در برابر پيشامدها، استقامت و تنبلى در راه رسيدن يك فرد به هدف خود، غفلت و توجه نسبتبه آفريدگار جهان، شكر و كفران در برابر نعمتهاى بىپايان او و امثال اين امور كه علماى اخلاق در كتب اخلاقى از آن بحث نمودهاند و جزء فضائل يا رذائل اخلاقى شمردهاند مىتواند جنبه فردى داشته باشد، و درباره يك فرد كه زندگى كاملا جدا از اجتماع دارد نيز صدق كند، از اينجا تقسيم اخلاق به اخلاق فردى و اخلاق اجتماعى روشن مىگردد، ولى ناگفته پيدا است كه اخلاق اجتماعى وزنه سنگينترى در علم اخلاق دارد و شخصيت انسان بيشتر بر محور آن دور مىزند، اگر چه اخلاق فردى نيز سهم قابل توجهى در مورد خود دارد.» (10)
شك نيست كه اين تقسيم دوگانه چيزى از ارزش مسائل اخلاقى نمىكاهد هر چند مىتواند تفاوت اهميت مباحث اخلاقى را از نظر درجه بندى آشكار سازد; بنابراين، صرف وقت در اين كه كداميك از خلق و خوهاى اخلاقى فقط جنبه فردى دارد، و كداميك جنبه اجتماعى، چندان مفيد به نظر نمىرسد; و ما همين اشاره كلى را كه در بالا آورديم براى اين بحث كافى مىدانيم.
البته نمىتوان انكار كرد كه اخلاق فردى نيز تاثير غير مستقيم بر مسائل اجتماعى دارد. (دقت كنيد)
+ نوشته
شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389
ساعت 15:35 توسط حیدری
|
|
|
فجر انقلاب |
|  برخيز، كه فجر انقلاب است امروز بيگانه صفت، خانه خراب است امروز هر توطئه و نقشه كه دشمن بكشد از لطف خدا، نقش بر آب است امروز فجر است و سپيده حلقه بر در زده است روز آمده. تاج لاله بر سر زده است با آمدن امام در كشور ما خورشيد حقيقت از افق سر زده است «والفجر» كه سوگند خداي ازلي است روشنگر حقي است كه با «آلعلي» است اين سوره به گفته امام صادق مشهور به سوره «حسينبنعلي» است شب رفت وسرود فجر آهنگين است از خون شهيد فجر ما رنگين است اين ملت قهرمان و آگاه و رشيد ثابت قدم است و قاطع و سنگين است شب طي شد و روز روشن از راه رسيد خورشيد اميد شرق، از غرب دميد عيساي زمان، راز زمين، «روح خدا» در كالبد مرده، دمي تازه دميد اين نهضت حق، كه خلق ما برپا كرد نه شرقيو غربي است، نه سرخ است و نه زرد در وسعت و عمق و شور و يكپارچگي زيباتر از اين نميتوان پيدا كرد جانهاي جهانيان به لب آمده است جان در پي حق، داوطلب آمده است جمهوري اسلامي ما در اين قرن فجري است كه در ظلمت شب آمده است بر ملت تازه رَسته از دام و كمند آن بردگي گذشته، يارب مپسند اين در كه بهروي ما گشودي از مهر بار دگر از قهر، خدايا تو مبند
شعر از استاد - جواد محدثي بهمن 1376
+ نوشته
شده در یکشنبه دهم بهمن 1389
ساعت 11:52 توسط حیدری
|
|
|
زندگینامه شهید حسن باقری (افشردی) |
| 
...برای مشاهده متن زندگینامه لطفا بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک نمایید...
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در یکشنبه دهم بهمن 1389
ساعت 11:43 توسط حیدری
|
|
|
اربعین عزا رسید... |
اربعین فرصتی است برای اندیشیدن، تفکر در حکمت این فراز بی فرود در عالم، تامل در علت این تلاطم بی بدیل در خلقت و فحص در پی دلیل این محشر کبری که از ازل تا ابد خلایق را شاهد حیرتزده خود ساخته است. و اگر در عاشورا شدت مصیبت و داغ بلا آنگونه سنگین است که جان مشتاقان را بی تاب و صبوران را بی قرار می کند و دیگر شعور و عقل در سایه شور دل مجال حضور نمی یابد، در اربعین و از پس چهل روز سرگشتگی و حیرانی و چهل شب اشک و ناله، داغ بر قلب عاشقان همانند آثار تازیانه و آبله بر تن کودکان حسین(ع) کهنه شده است و آتش فراغ، جای خود را به خاکستر هجران داده و در سینه های سوخته و چشمان به خون نشسته، این باور نشسته است که به راستی حسین(ع) کشته شده است و واقعا فرزند فاطمه(س) را تشنه لب سر بریده اند، هرچند که هر از چندی با ناله طفلی که پس از برخاستن از رویای پدر، حسین(ع) را در سنگلاخ های صحرا، سیاهچال های زندان و خرابه ها می جوید، این زخم کهنه سر باز می کند و این داغ جانگداز باز تازه می شود و ساعتی شیفتگان را به تلاطم وا می دارد.اما اکنون نوبت عقل است که سر برآورد و در میان خیمه های سوخته، پیکرهای بی سر و سرهای بر نیزه شده، علت این همه مصیبت را بجوید و دلیل این همه بلا که فرزند زهرا(س) و اهلش را بیش از همه فرزندان آدم مبتلا کرده است، بجوید.
....برای مشاهده ادامه مقاله بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید....
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389
ساعت 21:44 توسط حیدری
|
|
|
حادثه کربلا از دیدگاه اهل سنت |
گلستان زکی
گاهي عدم اطلاع کافی از ديدگاه يك مذهب و يا يك شخص موضع گيريهاي سرسختانه و غیر منطقی را به دنبال دارد که منجر به اتهام، نزاع و حتي كشتار ميشود. اين امر ناپسند در بين پيروان دومذهب شيعه وسني به وضوح خود را نشا ن ميدهد، خصوصاً درحادثهي كربلا. برادران اهل سنت گاهي بر اثر بياطلاعي از دیدگاه شيعه با شلاق «غلو» بر پيكر پيروان مذهب شيعه ميكوبند، متقابلا ً برادران شيعه نيز به جهت عدم اطلاع كافي از دستورات مذهب سني تازيانه «ناصبي بودن» را برداشته بر پيكر اهل سنت ميكوبند.
براي رفع اينگونه پندارهاي ناروا در صدد شدم تا ديدگاه اهل سنت را در مورد واقعه كربلا مختصراً در قالب چند مطلب به رشته تحرير درآورو شما عزیزان برای استفاده میتوانید به قسمت ادامه مطلب بروید....
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389
ساعت 21:32 توسط حیدری
|
|
|
قسمتی از زندگینامه شهید اسماعیل دقایقی |

شهيد اسماعيل دقايقي رهيده از خويشتن به ديار معبودش سفر كرد. او با كوله باري از عشق و ايثار به منزلگه پاكان راه يافت .
او فرزند مظلوم رمضان ، يار كربلائيان و همراه عاشورائيان بود . او مسلخ خود را از اوان عمرش ديد و سرود رهايي خويش را با گلوله خونينش بارها سرداد .
اودلسوخته اي بود كه هرگز آرام نداشت . او موجي از درياي حماسه و فرياد بود . او دلداد ديار يار بود او بزرگمردي از كربلاي خوزستان بود .
شهيد اسماعيل دقايقي انساني متعهد پاك باخته عاشق و مخلص اسلام و انقلاب اسلامي بود .
قبل از انقلاب با رژيم ستم شاهي سابقه مبارزاتي داشت ، در منزل ايشان بيانيه ها و اعلاميه هاي امام تكثير و توزيع مي شد .
شهيد اسماعيل دقايقي در بنيانگذاري نيروهاي نظامي سازمان يافته ملت عراق سهم بسزائي داشت . اولين يگان رزمي مجاهدين عراقي تحت عنوان تيپ بدر ثمره تلاشهاي خالصانه اوست .
شهي اسماعيل دقايقي نه تنها در انقلاب اسلامي كشور ما ستاره اي پرفروغ بود بلكه جوانان برومند عراق هم از او به عنوان يك سردار بزرگ در نهضت عراق ياد خواهندكرد .
+ نوشته
شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389
ساعت 18:47 توسط حیدری
|
|
|
کلامی از شهید نواب صفوی |
فرمان خدا بالاتر از هر فرمانی بوده، اطاعتش واجب تر از اطاعت هر کس است.
تنها راه حل مشکلات مسلمانان و رهایی از آن، فقط عمل به اسلام است.
اسلام از نظر ما فقط عقیده به احکام غیبی نیست، بلکه نظام کاملی است برای زندگی همه انسان ها.
هر عملی که بوی ترس و جبن دهد، باعث شکست است.
تسلیم در برابر مقررات اسلام، تسلیم در برابر ذات مقدس پروردگار است.
+ نوشته
شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389
ساعت 18:39 توسط حیدری
|
|
|
بازگست شهید ملا حسنی بعد 27 سال به وطن |
شهید حمیدرضا ملاحسنی در سال ۱۳۴۴ در خانوادهای متدین و انقلابی در تهران چشم به جهان گشود و تحت تربیت مکتب عاشورایی امام خمینی (ره) رشد کرد و در سن ۱۷ سالگی عازم مناطق عملیاتی حق علیه باطل شد. وی در عملیات «والفجر ۴» در حالی که ۱۸ سال از بهار زندگیاش میگذشت، به دست دشمن بعثی به شهادت رسید و پیکر مطهرش مفقود شد.
.....برای مشاهده ادامه مقاله بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید......
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389
ساعت 18:33 توسط حیدری
|
|
|
شهید ملا حسنی |
«بسم رب الشهدا والصدیقین»
من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدالله علیه، فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» بعضی از آن مؤمنان بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند، بعضی از آنها بر آن عهد ایستادگی کردند و شهید شدند و برخی به انتظار شهادت مقاومت کرده و عهد آنها تغییر نکرد. چه عارفانه است ناله آخرین را سر دادن چه عاشقانه است لبیک آخرین را گفتن با سلام و درود بی کران به محمد و آل محمد (ص) که خط سرخ شهادت را ترسیم نموده تا به انسانها راه به خدا رسیدن را بیاموزد ، به ما یاد بدهد که در مقابل دشمنان اسلام و اهل بیت و معصومین چگونه مبارزه کنیم و امروز این سلاله پاک رسول الله ،زاده زهرا(س)، خمینی روح الله است که چراغ روشنای راه ما می باشد و این مسئولیت خطیر رهبری را به عهده دارد.شهادت راحترین و آسانترین و بهترین راه رسیدن به خداوند می باشد. شهادت با بالاترین درجه کمال انسان است. ای افرادی که وصیت نامه این حقیر را می شنوید زندگی این دنیا را خانه اصلی خود مپندارید ،که زندگی در رفتن است و نه به قصد رسیدن ما برای خوشی به این دنیا نیامده ایم ،اینقدر به فکر دنیای فانی نباشید که چشم بر هم زنید پیر شده اید و پایتان لب گور است و آن وقت دیگر خیلی دیر شده است و جز این نیست که دنیا فریب و دروغ است و به فقرا و جبهه های جنگ و جنگ زدگان کمک کنید. اگر توانستید کتاب های آقای دستغیب را بخوانید تا میلتان به زندگی این دنیا کم شود. ای حزب الهی ها ، 16 کلید بهشت شرط خودسازی که فرموده امام عزیز است را خوب عمل کنید. قرآن را زیاد بخوانید.
در روز قیامت قرآن درد ما را دوا می کند، پشیمانی به درد ما نمی خورد و گفته قرآن را تا حد امکان عمل کنید و به دیگران بیاموزید. آیة الکرسی را زیاد بخوانید .شبها با وضو بخوابید هر شب در موقع خواب،که مرگ کوتاه مدت است سوره واقعه را بخوانید .ذکر خدا را فراموش نکنید ، دعا ها را زیاد بخوانید
.ما غیر از دعا و نیایش چیز دیگری نداریم. مسائل نفسانی را که جهاد اکبر است مواظب باشید که سرکش نباشد. برای خدا کار کنید.اختلافات داخلی را کم کنید.مسائل اخلاقی را حتماً رعایت کنید. در نماز جماعت و نماز جمعه حتماً شرکت کنید.مساجد را خالی نکنید، در هر سنگری که هستید آنرا محکم حفاظت کنید.
.... ارواح طیبه شهدا صلوات .....
+ نوشته
شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389
ساعت 18:23 توسط حیدری
|
|
|
شهید علم الهدی |
|
زندگي نامه شهيد سيد حسين علم الهدي
شهید سید حسین علم الهدی فرزند آیة الله حاج سید مرتضی علم الهدی(ره) به سال 1337 شمسی پا به عرصه گیتی نهاد.
فرزندی پاك از شجره مباركه رسالت بود كه در مهد علم و تقوا پرورش مییافت. حسین این نور پرتو گرفته تا آفاق در كانون علم و عملی در رشد بود كه تشنگان فقه و فقاهت و مردم تشنه هدایت گرداگردحریمش به اعتكاف بودند. شهید سید حسین پنج سال پیش از قیام 15 خرداد 42 متولد شد تا بعدها در مكتب قرآن ، كلام وحی آموزد و نیز بعدها در حین سپری كردن دبستان تلاوت كننده آیات الهی باشد و در سطح استان نغمه سرای و بلبل مترنم كننده لحن قران شود. صدای دلنشین او بود كه صفحات زمان و قرون را به یكباره كنار میزد واین برگ ورق خورده را به برگ ایام هجرت پیوند میداد. صمیمیت او بود كه علاوه بر شور و جذبه اش نقطه ای را بوجود آورده بودكه مغناطیس باشد برای رشد دیگران در تجمع های مسجد و مدرسه. در مساجد با تشكیل كتابخانه و جلسات سخترانی و در مدارس با تشكیل انجمنهای اسلامی و جلسات ارشاد و هدایت. گرچه هیچ قلم و زبانی قادر بر تر سیم آن همه شور و عشق نیست ، لكن بر حسب وظیفه هاله ای از آنروح پاكباخته را در معرض تاریخ قرار می دهیم، باشد تا ره توشه ای برای فرزندان انقلاب گردد.
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389
ساعت 15:3 توسط حیدری
|
|
|
شهدا |
| 
امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملا قات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه یک قبله دعا ، وقت نداریم
در کوفه تن ،غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرب و بلا ، وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شد ه از زرد
ای سرخ ، گل لاله ، تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ، ولی حیف که ما وقت نداریم
+ نوشته
شده در جمعه هفدهم دی 1389
ساعت 16:56 توسط حیدری
|
|
|
چهل نکته آماری در مورد نهضت کربلا |
| 
واقعه کربلا تنها یک بار در طول تاریخ اتفاق افتاد. اما این رویداد بینظیر و مسائل قبل و بعد از آن را افراد مختلفی نقل و روایت کرده اند. به همین دلیل برخی از اطلاعات و آمار ها با همدیگر تفاوت دارد. صدای شیعه: با استفاده از آمار می توان هر موضوع یا حادثه ای را دقیق تر بیان کرد تا افراد هم آن را بهتر درک کنند. واقعه کربلا تنها یک بار در طول تاریخ اتفاق افتاد. اما این رویداد بینظیر و مسائل قبل و بعد از آن را افراد مختلفی نقل و روایت کرده اند. به همین دلیل برخی از اطلاعات و آمار ها با همدیگر تفاوت دارد. از میان آمار های موجود، ما چهل نمونه را برای شما انتخاب کردیم.....
براي مشاهده ادامه مقاله و استفاده از چهل نكته لطفا از گزينه ادامه مطلب استفاده كنيد..
+ نوشته
شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389
ساعت 17:4 توسط حیدری
|
|
|
چرا واقعه عاشورا اتفاق افتاد؟؟ |
| 
براي مشاهده مقاله از گزينه ادامه مطلب استفاده كنيد...
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در یکشنبه هفتم آذر 1389
ساعت 15:25 توسط حیدری
|
|
|
صدای قافله به گوش میرسد.... |
|
باز هم معتکف خیمه ماتم شده ام
چشمه ی کوچکی از چشمه زمزم شده ام
بار الها اجلم را تو به تاخیر انداز
چند روزیست که دلتنگ محرم شده ام
+ نوشته
شده در شنبه ششم آذر 1389
ساعت 17:38 توسط حیدری
|
|
|
سخنی کوتاه با امام زمان(عج) |
| در غروبي سرد دوباره دلم گرفت/باز اين دل بيقرار هواي مولا را كرده
همه دم ذكر لبم اين است كه آقاي خوبم كي ميايي؟
اما ميگويم اگر بيايي من كه روي نگاه كردن به تو را ندارم!
چگونه با اين همه گناه به تو بنگرم؟؟
چگونه با چشمي كه يك عمر چرخيده وگناه كرده جمال دلرباي تو را بنگرم؟؟
چگونه با گوشي كه از آواز گناه پر شده صداي دلنشين تو را بشنوم؟؟
آقا،اين بنده گناهكار پشيمان و درمانده آمده بسوي تو....
آقا،دستم را ميگيري؟آقا مرا ميبخشي؟
اگر منو نبخشي من كجا برم؟ جايي ندارم....
اگر بگي برو كجا برم......؟؟آقا،كجا برم؟؟
آقا همه ميگن كي ميايي؟ولي كسي نميگه چرا نميايي؟؟
كسي نميگه چيكار كنيم كه آقا زود تر بياد؟؟كسي نميگه چرا امام زمان(عج)غريبه شده!! كسي نميگه چرا موعد نميرسه؟؟
آقا جان فضاي اين شهر پر شده از گناه،پرشده از ريا،پرشده ازحرف ناروا!!
آقا تو رو به حق مادرت بيا!!
كاري كن وقتي اومدي شرمنده نباشم..!!
گفتم و گفتم تا بگم شرمنده ام،بگم در مانده ام....
كه بگم منو ببخش ، منو بخر بحق خوبات منو بخر..!!
منتظرتم تا كه بيايي از سفر.....
+ نوشته
شده در شنبه ششم آذر 1389
ساعت 17:27 توسط حیدری
|
|
|
آیه حجاب |
| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.
سوره مبارکه نور، آیه سی ویکم
و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسريهاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان) يا افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند يا كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پايهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤ منان تا رستگار شويد.
شما را به جان مهدی فاطمه (عج) احترام کلام خدا و حرمت خون شهدا را نگه دارید (با تشکر از دوست عزیزم آقای جلال رنجبران)
+ نوشته
شده در شنبه ششم آذر 1389
ساعت 17:25 توسط حیدری
|
|
|
هفت نصيحت مولانا : |
| 
1- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
2- باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
3- اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
4- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
5- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
6- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
7- اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه
+ نوشته
شده در چهارشنبه سوم آذر 1389
ساعت 16:54 توسط حیدری
|
|
|
کاش کمی شرمنده میشدیم.... |
| كاش كمي شرمنده ميشديم
سلام برادر شهيدم! نامت چه بود؟ يادم رفته است.
سلام مرا هم به حضرت روحالله برسان! برادر شهيد من، خدا هنوز زنده است؟
نکند تو ديگر برادر من نباشي؟ سلام برادر شهيد من!
برادر! امروز ديگر بر سر خواهرم چادري نيست تا که از خون سرخ تو سياهتر باشد! برادر راستي، کربلا که اسطوره نبود، بود؟
سيدالشهدا را ميشناسي؟ من مايکل جکسون را ميشناسم، و هاکلبري فين را! تو چطور؟ بيل گيتس را ميشناسي؟
در اين دوره زمانه، حرف از بازنگري در دين خدا زده ميشود، براي خدا هم نسخه ميپيچند! برادر! خدا آيا حواسش نبود چه ميگويد؟
اينجا گرگ و ميش است! البت نه به خاطر اينکه خورشيد هنوز سايهي گرمش را بر سرمان نگسترانيده است، بل به خاطر شبيه بودن ذاتي گرگها و ميشها! هم گرگها لباس ميش پوشيدهاند و هم ميشها تابلوي من گرگ هستم بر گردنشان آويخته!
برادر شهيد من، فانوس داري؟ براي خودت نگه دار. من اين وضع را دوست دارم.
تو را هم دوست دارم.
نکند از قاب عکس بيرون بيايي!
برادر شهيدم! بسيار دوستت ميدارم اما از من مخواه. مخواه که مانند تو بيانديشم و در انديشه شهادت باشم. برادر اينجا آزادي انديشه است! راستي در ملک خدا هم آزادي هست؟ نيست؟ خب پس نميفهمي چه ميگويم، اين آزادي که ميگويم خيلي چيز خفني ست! گرگ و ميش ميکند همه جا را، حتي بهشت را! برادر شهيدم! راستي نامت چه بود؟ يادم رفته است .........
+ نوشته
شده در سه شنبه بیستم مهر 1389
ساعت 11:51 توسط حیدری
|
|
|
سلام گمنام....؟ |
| سلام گمنام
سلام شهيد ؛ سلام برادر ؛ سلام سفر کرده ؛ سلام گمنام ( من به کي بايد سلام کنم؟)
به رسم هر نامه فکر کنم اول بايد شمارو از حال و هواي خودمون و چيزهايي که به رسم امانت بهمون سپردين و رفتين با خبر کنم ؛ هرچند شما خود گواه تر از مايين .
اينجا خبري نيست جزء اينکه همه سالهاست ادعا ميکنند که شرمنده شما هستند و جالبتر اينکه نميدونم چرا هر روز به اين شرمندگيشون افزوده ميشه به جاي اينکه کمترش کنند و هي نخواند اين جمله تکراري رو بگند
اينجا خبري نيست جز اينکه خونه حاجي بود که موقع شهادتش سپرد اين باشه واسه جلسات بچه هاي جبهه و جنگ و جلسات معنوي و هر هفته چند شب بچه ها اونجا جمع ميشدند ؛ چند وقت پيش وراث گرفتند و جزو ساختمان بقل که داره پاساژ ميشه انداختند تا نان شبه حلال به دست بيارند
اينجا خبري نيست جز اينکه هي فکر ميکنم شما بي معرفتي کردين و مارو تنها گذاشتين يا ما بي معرفتي ميکنيم و سراغي از شما نميگيريم؟...
از ادامه مطلب دیدن کنید....
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در سه شنبه بیستم مهر 1389
ساعت 11:50 توسط حیدری
|
|
|
نامه ای به سید... |
| نامه اي به سيد
سلام سيد عزيز و بزرگوارم!
شايد اين اولين باري باشه که براي درددل با شما دست به قلم ميبرم و حرفهاي دام رو به صحنه کاغذ ميارم…الان که اين نامه رو مينويسم فکرکنم يکسالي ميشه که دردامو بهت نگفتم,اونقدر دچار روزمرگي شدم که يادم رفت کسي رو که مونس تنهاييام بود!يادم رفت کسي رو که تو ديار غربت تنها اميدم بود بعد از خدا و ائمه…
يادته سيد؟!يادته اونروزي که دانشگاه قبول شدم فقط دوتا پوستر از اتاقم کندم و باخودم بردم؛يکيش عکس آقا(مقم معظم رهبري) بود و يکيشم عکست,اون عکس معصومت با پيش زمينه بقيع…زائرکوچه هاي مدينه شهيد سيد مجتبي علمدار……
از ادامه مطلب دیدن کنید....
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در سه شنبه بیستم مهر 1389
ساعت 11:47 توسط حیدری
|
|
|
دیدار |
هر کس با طهارت ُهفت مرتبه در هنگام خواب دعای مجیر را بخواند ُبه شرط آن که هفت روز قبل از آن روزه گرفته باشد ُحضرت رسول (ص)را در خواب خواهد دید.(کفعمی)
+ نوشته
شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389
ساعت 12:56 توسط حیدری
|
|
|
بامبو و سرخس |
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت كنم. به خدا گفتم: آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی.
ادامه داستان را در ادامه مطلب ببنید....
ادامه مطلب
+ نوشته
شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389
ساعت 15:51 توسط حیدری
|
|
|
اعتراف معاویه به اعلم بودن حضرت علی علیه السلام |
مردی از معاویه پرسشی کرد. معاویه گفت: از علی بن ابیطالب بپرس زیرا او آگاه تر است. آن مرد گفت: ای امیرالمؤمنین معاویه گفتار تو و پاسخت در این مسأله برای من محبوب تر است از پاسخ و گفتار علی. معاویه گفت: بد حرفی زدی و اندیشه اشتباهی داری، تو از گفتار مردی اظهار ناخرسندی کردی که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را از دانش و علم سیراب می کرد. و به او فرمود: تو برای من همانند هارون برای موسی هستی، مگر این که بعد از من پیامبری نیست.
عمر بن خطاب از علی علیه السلام می پرسید و به سخنش عمل می کرد و من خود شاهد بودم که هرگاه مشکلی برای عمر پیش می آمد می گفت: آیا علی اینجا هست و حضور دارد؟ آنگاه معاویه به آن مرد گفت: برخیز که خداوند دو پایت را زمین گیر کند و دستور داد نام او را از دیوان سهمیه بیت المال حذف کردند.
منبع:سایت رشد
+ نوشته
شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389
ساعت 14:32 توسط حیدری
|
|
|
اعتراف عمر به سه فضیلت امام علی علیه السلام |
عبدالله بن عمر می گوید: روزی پدرم از من پرسید:« بهترین فرد پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله کیست؟ » گفتم:« کسی است که خداوند آنچه را بر مردم حرام کرده، برای او حلال کرده باشد و آنچه را برای مردم حلال کرده برای او حرام کرده باشد. » پدرم گفت:« به خدا سوگند، راست گفتی. بر علی بن ابی طالب، صدقه حرام بود ولی برای مردم حلال بود؛ و بر مردم، ورود به مسجد با حالت جنابت حرام بود ولی بر او حلال بود؛ و درهای همه خانههایی که به مسجد رسول خدا راه داشت بسته شد ولی در خانه علی علیه السلام بسته نشد.»
منبع: سایت رشد
+ نوشته
شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389
ساعت 14:30 توسط حیدری
|
|
|
عشق یعنی ... |
|
عشق یعنی همچو لیلی خون شدن یاچو مجنون
راهی
صحرا شدن،عشق یعنی تیشه ی فرهادها،عشق
یعنی
عالم فریادها،عشق یعنی زخم کوه بیستون،عشق
یعنی التماس و انتظار،عشق یعنی زخم قلب بی
قرار.
+ نوشته
شده در جمعه پنجم شهریور 1389
ساعت 12:38 توسط حیدری
|
|
|
عشق |
| عشق یعنی هم بسوزی هم بسا زی
بهر یک لبخند جان و سر ببازی
عشق یعنی زهر در جان ریختن ها
تن به رود درد و غم اویختن ها
عشق معنی شد خطر با جان خریدن
با اشاره داخل اتش پریدن
عشق یعنی اینکه پوشالی نباشی
یا که مثل طبل تو خالی نباشی
عشق یعنی طاقت هر ازمایش
گاه پیکار و عبادت یا نیایش
عشق یعنی با امید یار بودن
هر زمانی تشنه ی دیدار بودن
عشق یعنی بندگی یعنی اطاعت
تا که بی پرسش کنی فرمان اجابت
عاشقی یعنی به غایت پاک بودن
تا که در درگاه او چون خاک بودن
عشق یعنی هر زمانی بنده بودن
تا که از عطر خدا اکنده بودن
عاشقی یعنی که باید کرد ایثار
بهترین تعریف و تفسیرش شهادت
عشق یعنی اینکه چون فهمیده باشی
عشق ورزی را چو او فهمیده باشی
+ نوشته
شده در جمعه پنجم شهریور 1389
ساعت 12:37 توسط حیدری
|
|